نقابی بر سرمی کشم
چشمانم دیگر قادر به دیدن نیست .
ای بادها بوزید که دنیا را تیره و تار کرده اند
دراین فصل پریشانی سیاهی را پاک کنید .
قلب آدمها با هیچ آب چشمه ای پاک نمی شود
چشمه ها خشک شده اند
تارهای تاریکی ،عنکبوت راهم درمانده ساخته.
چگونه است که نمی توان پریشانی ها راشست ؟
شاید باید منشا چشمه را شست.
برچسب: نقاب,نقابة المهندسين,نقابة المهندسين الاردنيين,نقابة الاطباء,نقابة المحامين,نقاب سیاوش قمیشی,نقابة الصحفيين,نقابة المهندسين لبنان,نقابة الصيادلة,نقابة المهندسين الاردنيين صندوق التقاعد,
نویسنده: هلیا نوری